پیش شراب چشم تو، باده کنار می‌رود 310

 

برای با تو بودنم راه ستاره رفته‌ام

هر سفرِ ثانیه را من به شماره رفته‌ام

هزار پنجره نگاه در انتظار ساختم

روحِ غرورِ مُرده را، در اشک خود شناختم

جان جوانیِ مرا، پیرِ ترانه کرده‌ای

زبان احساسِ مرا، تو عاشقانه کرده‌ای

اسم مرا صدا بزن، به قصه دعوتم بکن

به خواب روی شانه‌ات، بیا بدعادتم بکن

جان جوانیِ مرا، پیرِ ترانه کرده‌ای

زبان احساسِ مرا، تو عاشقانه کرده‌ای

مرا به خلوتت ببر، جان بده به نگاه من

ببوس تا پاک شود، در عشق تو گناه من

شبانه با نگاه تو، رنگ سپیده می‌شود

گل از تماشای رُخت، چه آبدیده می‌شود

پیش شراب چشم تو، باده کنار می‌رود

سَری که گرمِ عشقِ توست، به سمت دار می‌دود

/ 6 نظر / 261 بازدید
نرگس

ممنونم ازحسن سلیقه تون در انتخاب موسیقی و شعرها

نرگس

ممنونم ازحسن سلیقه تون در انتخاب موسیقی و شعرها

لیـ

خیلی عآلی ن شعر ـآیی که میذارید :)

داداش حبیب

با سلام خدمت شما دوست عزيز و مهربانم خوشحال ميشم به وب بنده هم سر بزنيد در صورت تمايل تبادل لينک کنيم ممنونم از حضور شما http://notebook1367.mihanblog.com/ دانه اي خشک ميان سبزه هاي تر خرمني به روي نگاهش سياهي بر روي چشم هايش کاخ شد ميان لبهايش مثل شمع نگاهش تلخ لباس نامر ايش تلخ دلنوشته هايش خاطره هايش مثل خواب شيرين درياي دلش گريان راه بي بازگشتش را طي کرد

سنا

از بس اینجا شعر گفته ام تا دیدنت عاقبت این خانه جنگل می شود. (سعید سلیمانی)

مهدی

هنوزم میخونیمتو لذت میبریم ولی نای کامنت نیست دمت گرم