شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد 308

 

دو چشمت از عسل لبریز و لب هایت شکر دارد

بیا، هرچند می گویند: شیرینی ضرر دارد

زدم دل را به حافظ، دیدم او امشب برای من

"لبش می بوسم و در می کشم می" در نظر دارد

پریشان است و افسون و هوس در چشم او جمع است

پری‌ رو از پریده‌ رنگ، آخر کی خبر دارد

اگرچه مثل نرگس نیست چشمش سخت بیمار است

کمر چون مو ندارد او، ولی مو تا کمر دارد

لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگ

درشت و نرم را آمیخته با خیر و شر دارد

به یاد اولین بیت از کتاب خواجه افتادم

شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد

 

/ 3 نظر / 198 بازدید
خورشید

شرین بود. پاینده باشید.

علیرضا

شیر مادر حلالت باد آقای صباغ زاده... اوقاتم را زیبا کردی با این غزل... دست صاحب وبلاگ هم درد نکنه.

مسیبی ها

سلام بسیار عالی بود و خواندنی به ما هم سری بزنید