پارادوکس های روحی

ویران شود این شهر که میخانه ندارد (شعرهایی که می خوانم و دوست دارم)

 
چه بی تابانه تو را طلب می کنم 66
نویسنده : vague - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢
 

 

 چه بی تابانه می خواهم‌ات ای دوری‌ات آزمون تلخ زنده به گوری

چه بی تابانه تو را طلب می کنم

بر پشت سمندی

گویی

نو زین

که قرارش نیست

و فاصله

تجربه‌یی بی‌هوده است. 

بوی پیرهن‌ات

این جا

و اکنون 

کوه ها در فاصله

سردند

دست در کوچه و بستر

حضور مـأنوس دست تو را می جوید

و به راه اندیشیدن

یأس را

رَج می زند

بی نجوای انگشتان ات

فقط.

و جهان از هر سلامی خالی ست