پارادوکس های روحی

ویران شود این شهر که میخانه ندارد (شعرهایی که می خوانم و دوست دارم)

 
در من غزلی اینک دنبال تو می گردد 55
نویسنده : vague - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٦
 

 

در آینه ی تلفیق، این چهره تماشایی ست

تن خو به قفس دارد، جان زاده ی پرواز است

آن ماهی تنگِ آب و این ماهی دریایی ست

در من غزلی اینک دنبال تو می گردد

ای آن که تو را دیدن انگیزه ی گویایی ست

«من» فکرِ گریزم «او» تا راه به من بندد

با قافیه های ناب در حال صف آرایی ست

کز خلق چه می جویی - شاعر؟ - که به شعرِ تو

از حالتِ چشم اوست، گر این همه گیرایی ست

این اوست که تفسیری از صبح و صدف با اوست

این اوست که تعبیری از خوبی و زیبایی ست

«من» یک تو و «او» بسیار، من «ساده» و او «عیار»

«او» می کشدم ناچار آن سوی که شیدایی ست