پارادوکس های روحی

ویران شود این شهر که میخانه ندارد (شعرهایی که می خوانم و دوست دارم)

 
تو مو می بینی و من پیچش ِ مو 53
نویسنده : vague - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٥
 

 

به مجنون گفت روزی عیب جویی

که پیدا کن به از لیلی نکویی

که لیلی گر چه در چشم تو حوری ست

به هر جزیی ز حسن او قصوری ست

ز حرف عیب جو مجنون بر آشفت

در آن آشفتگی خندان شد و گفت

اگر بر دیده ی مجنون نشینی

به غیر از خوبی  لیلی نبینی 

تو مو می بینی و من پیچش ِ مو

تو ابرو من اشارت های ابرو

دل ِ مجنون ز شکر خنده خونست

تو لب می بینی و دندان که چونست

کسی کاو را تو لیلی کرده ای نام

نه آن لیلی ست کز من برده آرام